سک سک!

در تمام این مدت هی دخترک مریض شد هی بردمش دکتر. هی مرا هم مریض کرد و من نرفتم دکتر... تا بعد از بار چهارمی که هی دخترک مریض شد و مرا هم مریض کرد من هم مجبور شدم بروم دکتر...

در تمام مدت با منشی دکترش در تماس بودم و تا ضروری نبود نمی بردمش. حالا حساب کنید که چه قدر اوضاع خراب بوده که 4 بار بردیمش دکتر! (بار اول دکتر خودش مسافرت بود و از سر ناچاری بردمش جای دیگر که کاش نبرده بودم)

علت بیش تر مریضی هایش هم بی ملاحظگی اطرافیان بود. می رفتیم خانه شان بعد می فهمیدیم بیمارند و ماسک هم نزده اند! دو روز بعد دخترک که تازه یکی دو روز از خوب شدنش می گذشت دوباره مریض می شد و روز از نو روزی از نو! من هم تا احساس بیماری می کردم ماسک می زدم که اگر لردجان بیمار نشود و اگر ویروس های من و دخترک متفاوت است اوضاع از این بدتر نشود! باور کنید پشت گوش هایم زخم شده!

از ده روز پیش که دخترک را ساعت 9 شب رساندیم دکتر و تا ساعت یک ربع به دوازده شب آنجا معطل بودیم، طبق توصیه ی دکتر آنی را از خانه بیرون نبرده ام. اگر هم کار ضروری داشتم(مثل دکتر رفتن خودم) مادرم می آمد پیش آنی می ماند تا من به کارم برسم. حالا بهتر است ولی هنوز سرفه می کند. من هم ظاهرن خوب شده ام... مانده عکسی که باید از سینوس هایم بگیرم.

توی این مدت دو تا زادیتن، دو تا گایافنزین، یک آزیترو مایسین 100، یک فارمنتین و یک دیفن هیدرامین را(بر طبق نوع بیماری اش) تمام کرده! دلم می سوزد برایش... دارو که بهش می دادم می شناخت: این تهه!(تلخه)... این ته نیست! بعدش هم آب می خواست... می گفت: باید دایو بهویم تا هوب بشم!

توی این هیر و ویر و اوایل این بیماری های زنجیره ای مهمان هم دعوت کرده بودم و نمی شد دعوت را پس گرفت... و اگر با این حال زار من و دخترک لردجان کمکی به شما کرده، به من هم کرده!!! همه کارها را تنهایی انجام دادم... تنهای تنها...

--یک تشکر ویژه دارم از گلستانه ی عزیزم بابت آن کتابی که برایم فرستاد... دارم می خوانمش. آب حیات بود برایم... سپاسگزارم عزیزم!

/ 15 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ماهک

خدا رو شکر که دوتاییتون بهتر شدید.حتما خیلی خسته و کلافه بودی دوست جون.

کتایون

ای جوووونم که انقدر خانومه این دخملک ما مراقب خودتون باشین بابا جووون

کتایون

امیدوارم هر دوتاتون بهتر بشین[گل][گل]

نازی

الهی بگردم دل ادم کباب میشه این کوچولوها مریض میشن

لیلا

گاهی این طوری میشه. پسر من هم ماه قبل همین طور شده بود :( رااستی میشه بپرسم الان بانوی کوچولو چند وقتشونه؟ آخه از حرق زدنش که میگی دلم ضعف میره

مامان ارشک

ارشک هم امسال 1 هفته درمیون مریضه. واکسن آنفولانزا هم خریدیم ولی وقت نکردیم بزنیم براش. درکت می کنم عزیزم.

گلستانه

قابلي نداشت عزيزم. خوشحالم كه برايت موثر بوده

شیرین

امیدوارم که زودتر حالتون خوب بشه.مریضی بچه ها انرژی میبره