١-  مدت‌هاست دیگر نمی‌توانم نتایج مراسم اسکار را بلافاصله از سایت‌‌های خبری چک کنم. ولی بالاخره بعد از یکی دو روز جریان را می‌فهمم. اوج خوش‌حالی من بعد از شنیدن نتایج، نبردن اوتار بود و اوج ناراحتی‌ام برندن نشدن کالین فرث، انگلیسی محبوبم، و مریل استریپ.

٢- آنی واکسنش را زد. از روز قبل آماده‌اش کرده بودم: می‌خواهیم برویم خانمه بهت واکسن بزند. پایت به‌به می‌شود!  تا بعد‌از‌ظهر همان روز بی‌هوا راه می‌رفت... ولی از‌بعد از‌ظهر لنگیدن و دردش شروع شد. ازش می‌پرسیدیم چی زدی؟ می‌گفت: واوَن!  می‌گفتیم کی زد؟ می‌گفت: یایونو!(خانمه)  می‌پرسیدیم کدوم پات به شد؟ با دستش پای راستش را می‌گرفت. شب اول که اوج بدخلقی‌اش بود، رفته بودیم خانه‌ی عمه‌اش و بهانه گرفت که بریم ددر، که فهمیدیم منظورش این است که برویم خانه‌مان تا مامانم فقط به من توجه کند! تبش بالا بود و من تا صبح مواظب بودم دمای بدنش بالا نرود.   اجازه‌ی کمپرس سرد و گرم هم بهمان نمی‌داد. روز دوم و سوم هم زیاد خوش‌اخلاق نبود و همه‌اش بهانه می‌گرفت و غر می‌زد و بغل می‌خواست. از راه رفتن هم بازنمی‌ایستاد! لنگ لنگان تمام خانه را روزی هزار بار می‌رفت و می‌آمد. از بعد‌از‌ظهر روز سوم که رفتیم تولد، اخلاقش خوب شد. رقصید و چرخید و هی به چراغ‌ها و بادکنک‌ها نگاه کرد و هی گفت تَوَیو! مُمامو!  هنوز هم وقتی بادکنکی را که بهش داده‌اند برمی‌دارد و بازی می‌کند می‌گوید تویو! انگار خاطره‌ی خوبی در ذهنش مانده است.

٣- اولین جمله‌ی دخترک ما می دانید چه بود؟ «یومان دایی»(روبان داری) !!! حتمن تعجب کرده‌اید. چند روز پیش که داشتم پرده‌ی اتاقش را در می‌آوردم که بشویم، روبانی را که بسته بودم وسط پرده باز کردم و گذاشتم کنار. آمد برش داشت، گفتم: روبان داری؟ هی گفت: یومان... بعد که پرده نصب شد مجبور شدم یک روبان عین همان بهش بدهم... آنقدر هی آمد گفت یومان و من گفتم آره عزیزم... روبان داری که اولین       جمله‌اش شد این!

۴- خوشم می‌آید از اعتماد به نفس بچه‌ها... دخترک هر کلمه‌ای را ازش بخواهی تکرار می‌کند. هر قدر هم سخت باشد یک چیزی می‌پراند تا جوابی داده باشد... ولی ما آدم بزرگ‌ها گاهی به جواب درستمان هم شک می‌کنیم. مثلن بهش می‌گویند بگو اسطوخودوس! می‌گوید: اودو دوتو!

۵- گمانم چیزی از زبان‌شناسی می‌داند! کلمه‌های تازه را که می‌شنود اگر سخت باشد با قانون خاصی تکرار می‌کند: انگار تعداد سیلاب ها را می‌داند. یکی دوتا از سیلاب‌ها را که برایش راحت باشد تکرار می‌کند و بقیه را با همان ها ادامه می‌دهد ولی حتی یکی از سیلاب‌ها را کم نمی‌کند و کلمه‌ای را نصفه نمی‌گذارد. مثلن بهش می‌گوییم بگو دانشمند. می‌گوید دانونو! جوری شده که من در نود درصد موارد از پیش می‌دانم یک کلمه‌ی جدید را چه‌جوری خواهد گفت.

مورد دیگر این که کلمات مشابه را تکرار می‌کند. چند روز پیش بهش گفتم با تلفن حرف زدی؟ گفت: حرف... و بعد از چند دقیقه گفت: برف!  یا می‌گوییم باد می‌آید. می‌گوید باد... و بعد از چند دقیقه: داد...

۶- نگاه که می‌کنم به عکس‌های دخترک از زمان تولدش تا حالا، می بینم به اندازه‌ی انگشتان دست وپایم هم با هم عکس نگرفته‌ایم... گرچه دخترک هزاران هزار عکس دارد. از بس کسی نبوده ازمان عکس بگیرد و اگر گاهی کسانی هم بوده‌اند، هم من و هم   آن‌ها خسته و بی‌حوصله بوده‌ایم...

٧- خانه تکانی مورچه‌وار پیش می‌رود، ولی ادامه دارد. وقتی تنها باشیم دخترک      نمی‌گذارد کاری بکنم. تا می‌بیند کار دارم هی خودش را می‌چسباند به من و خرده فرمایش صادر می‌کند: آب، خیار، چسفیل(ببخشیدها)،و... بعد هم هی سرش را      می‌گذارد روی پایم و خودش را لوس می‌کند و می‌گوید: یایایی... باید لُردجان باشد تا سرش را گرم کند و من کمی به کارها برسم...

٨- شاید این آخرین پستم باشد توی سال 88... شاید هم نباشد. اگر بود، پیشاپیش نوروزتان خجسته و فرخنده.

٩- چند وقت بود پست این جوری ننوشته بودم...

/ 9 نظر / 2 بازدید
خانم خونه

عزیزم شما هم همینطو ر سال خوبی داشته باشی گل دخترت رو ببوس

سارا

خصوصی[قلب]

شيرين

آخ آخ راست گفتي كه منهم اصلا عكس و فيلم با آيين ندارم . و خيلي هم براي اين موضوع ناراحتم. ولي چه ميشود كرد. ببوس اين دخترك شيرين زبان رو. پيشاپيش سالنو تو هم مبارك باشه عزيزم.

نیلوفر

گل من برای شماو خونواده عزیز خصوصا فندقی کوچولوت بهاری خوش و سالی پر از خوشبحتی و موفقیت آرزومندم عزیز نازتو ببوس

ممول

ولی این پستت چسبید ها [چشمک]

شیلا

پس بلاخره آنی هم واکسنش رو زد اما فکر کنم دخترها قویتر از پسر ها هستن و سختی واکسن رو راحت تر تحمل میکنن

ساروی کیجا

1- اگه اوتار رو توی سینمای سه بعدی دیده بودی از برنده نشدنش غصه می خوردی. 4- من تازگی کشف کرده ام که تکنولوژی برای همه چیز فکری کرده اما ما فکرهاش رو جدی نمی گیریم. سلف تایمر دوربین رو جدی بگیر. ده ثانیه بهت وقت می ده تا ژست بگیری. بعد از مدتی هم دستت میاد چه جوری تنظیم کنی که بهترین عکس ها رو بگیرید با هم. یادت باشه چیزهایی رو که در مورد عکس دونفره با دخترت برات نوشتم.