بازاریابی

داخلی، خانه، ساعت دوازده ظهر:
-    سلام خانوم. شما از کارت اینترنت استفاده می‌کنید؟
-    خیر.
-    از کارت تلفن خارج از کشور چطور؟
-    (چون نیاز دارم و می‌خواستم برم بخرم ) بله.
-    کارت‌های ما شش و ده و بیست هزار تومانیه، بیش‌تر از همه‌ی کارت‌ها می‌شه باهاش صحبت کرد، پارازیت و نویز هم نداره. بعد از اولین تماس هم شش ماه اعتبار داره.
-    (فکر می‌کنم بد نیست امتحان کنم) خیلی خب یه دونه بفرستید برام.
-    آدرستون لطفن
-    ...
-    فردا صبح هستید؟
-    بله.
-    ببینید خانوم اگه پیک بیاد و شما نباشید، بار دوم هزینه‌ی ارسال به عهده‌ی خودتونه.
-    هستم.
فردا هرچه منتظر می‌شوم از پیک خبری نمی‌شود.
داخلی، خانه، فردا بعد ازظهر:
(صدای زنگ تلفن)
-    بله؟
-    از شرکت ... تماس می‌گیرم... دی‌روز پیک اومده خونه‌تون رو پیدا نکرده.
-    آدرس من دقیق بود.
(با همون پیک ناشی صحبت می‌کنه و می‌فهمه اشتباه از اون بوده)
-    خب می‌گم فردا حتمن بیاد.
فردا که پیک می‌آد، پول رو بهش می‌دم، کارت رو می‌گیرم. بعد از استفاده هم متوجه می‌شم کیفیتش فرقی با بقیه نداره و اعتبارش هم همون چهار ماهه. به خاطر این دروغ تصمیم می‌گیرم دیگه ازشون چیزی نخرم.

داخلی، خانه، یک ماه بعد، ساعت ده صبح:
(صدای زنگ تلفن)
-   بله؟
-   سلام خانوم. از شرکت کارت‌های هتل ... تماس می‌گیرم. شما زیاد مسافرت می‌کنید؟
-   خیر.
-    ببینید خانوم، شماره تلفن شما برنده‌ی تخفیف خرید این کارت‌ها شده. کارت بیست هزار تومنی رو به شما می‌دیم پانزده هزار تومن، با این کارت به هر هتلی که تحت پوشش ما باشه در هر جای کشور می‌تونید مراجعه کنید و از تخفیف ده درصدی او‌ن‌ها استفاده کنید.
-   نه خانوم. مرسی.
-   بهش فکر کنید، منتظر تماستون هستم!

داخلی، خانه، یک هفته بعد، سر نهار:
(صدای زنگ تلفن)
-    سلام خانوم.
-    بفرمایید؟
-    از شرکت وسایل ورزشی ... تماس می‌گیرم. شما تو خانواده مشکل چاقی دارید؟
-    نه اصلا.
-    مشکل لاغری چطور؟
-    به هیچ وجه.
-    (در حالی که خنده‌اش گرفته) ببخشید. خداحافظ.


داخلی، خانه، سه روز بعد،  9 صبح:

(صدای زنگ تلفن)
-    سلام خانوم،از شرکت... تماس می‌گیرم. شما از کارت اینترنت یا تلفن استفاده می‌کنید؟
-    خانوم هنوز اونی که دفعه‌ی پیش ازتون خریدم دارم!
-    ببخشید... خداحافظ.


داخلی ، خانه، همان روز، ساعت 3 بعد از ظهر:
-    سلام خانوم، از شرکت... تماس می‌گیرم، سی‌دی‌های مشاوره و روانشناسی ما رو بخرید، سخنرانی دکتر خوشحالیان!!!!* در مورد قبل از ازدواج، بعد از ازدواج، همسریابی، و ....(به من اجازه نمی‌دهد حرف بزنم و دو دقیقه‌ی تمام سخنرانی می‌کند) بفرستم براتون؟
-    نه‌خیر!

داخلی ، خانه، همان روز، ساعت 5 بعد از ظهر:
-    سلام خانوم،از شرکت... تماس می‌گیرم. شما از کارت اینترنت یا تلفن استفاده می‌کنید؟
-    (من، عصبانی) خانوم، صبح یک بار تماس گرفتی گفتم خریده‌ام هنوز دارم!
-    ببخشید!




یعنی کی از دست این خل و چل‌ها نجات پیدا می‌کنم؟

 

* صد البته که دکتر خوشحالیان نام مستعار است. ولی معنی اسمش همین بودها.

/ 13 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مصی

متاسفانه شرکت های ما هنوز نمی دانند چطور مشتریشون رو خوشحال کنند اگه دفعه پیش راستشو گفته بودند الان از راه بازاریابی دهان به دهان کلی مشتری داشتند.

زندان آسمان

فکر نمی کنم این کارشون اصلاَ قانونی باشه .هر چند که توی این مملکت قانون اصلاَ معنی نداره.قالب جدیدت خیلی خوشله مبارک باشه.[گل]

ممول

بابا تازه شروع شده ماجرا . به نظر من که اصلا اگه شماره رو نشناختی جواب نده راحت [ماچ]

ممول

راستی عشقولکچه من گل دخملیت چطوره ؟[ماچ]

شیرین

میبینی ماشالله چه پشتکاری دارن[کلافه]

شیلا مامان رومینا

خانومی کاش میدونستی ما چقدر بیشتر دوست داریم شما رو زیارت کنیم امیدوارم تحریم پروازی آقای همسر هرچه زودتر بشکنه و بتونیم بیایم سمت شما

مامان آرین

واسه من که یه اتفاق جالب افتاد یکیشون وقتی زنگ زد گفت مامانت یا بابات هستن خونه [تعجب]....منم گفتم نه...از این به بعد میگم مامانم اینا نیستن [زبان]

نجوا

مواظب خودت و انی باش.شاد زی