دخترک خوب شده و من هم در حال بازیافتن سلامتی‌ام.

حالا بشنوید از آنی قندعسل:

من: مامانی... بریم بخوابیم... وقت لالاییه.

آنی: بابایی... یب ببه!

می دود به طرف پدرش که شب به خیر بگوید.

*

قدری نان ریخته روی فرش.

من در حال تمیز کردن: لُردجان، جاروشارژی رو به من می دی؟

تا لُردجان بجنبد صدای تاپ تاپ پاهای کوچکش را می شنوم و دو دقیقه بعد، هن و هن کنان و لبخندزنان جارو را به من تحویل می دهد!

*

دارم کتاب می می نی چه دوست نازنینی را از حفظ می خوانم و هم زمان لباسهایش را مرتب می کنم.(از بس این یکی را دوست دارد و برایش خوانده ام، شعرهایش را حفظ شده ام)

می بینم دارد کتاب را ورق می زند... هر شعری که می خوانم همان صفحه ی مربوط را باز می کند و به موقع، همراه با خواندن من صفحه را عوض می کند و می رود صفحه ی بعد!

هرجا را هم فراموش کنم خودش می خواند و ادامه می دهد!

*

صدای پچ پچ دخترک را می شنوم. دلم می خواهد بدانم چه بلغور می کند:

می می نی... دُمه... ماما... یَیا... (می می نی روز جمعه رفت با مامان به صحرا)

نیا.. دِدَت.. دوها (نگاه می کرد به دقت به سبزه ها و گل ها)

....

*

من: لُردجان؟ لُردجان؟

آنی دوان دوان می اید توی اتاق.

آنی:بابایی!

من: بابایی چی عزیزم؟

آنی: دَدویی! (دستشویی)

می خواست به من بفهماند بابایی رفته دستشویی و صدایت را نمی شنود!

*

دارم راه می روم. یکی از پشت پاهایم را می گیرد و می گوید: هوهو دیدی دُنیم!

*

با خودش حرف می زند: دَپ... ببوبیم... اَیاط... پویایو بدینیم... دوپادی دنیم(کفش بپوشیم بریم تو حیاط پرتقال بچینیم توپ بازی کنیم!)

 

/ 13 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زندان آسمان

خدارو شکر که هر دو بهتر شدین .الهی چطور متوجه می شی چی میگه؟راست می گن دختر دلسوزه چه قدر به فکر مامانیشه این دختر خوشمل از طرف من ببوسش[ماچ]

مریسام

[ماچ][بغل][بغل]خوردني شده ماشاالله از طرف من ببوسش و براش اسفند هم دود كن

گلستانه

[ماچ][بغل]

شیلا

ای جان قربون این زبون شیرین و خوشمزه حالا ببین با شیرازی قاطی بشه چی میشه میشه فالوده شیرازی و باید همشو خورد[ماچ]

شیوا

چه عسلی شده عروسک براش سپپند دود کن

افشین

[گل] درود بزرگوار : به روز هستم با : [گل] بابک خرمدین و ابومسلم خراسانی که بودند - خداوند نگهدار ایران باد .. [گل]

پرين

خدا رو شكر كه اين شيرين زبون بهتر شده[بغل][ماچ]

نازی

بگردمت شیرین زبون[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

خانم خونه

الهی فداش . وبلاگ خودش رو هنوز به روز میکنی ؟ عکساش و می زاری ؟ راستی در مورد عکسا اگه امروز فرصت بشه برات ایمیلش می کنم.