این خرداد لعنتی...

اول از همه از خردادی‌های محترم بی‌نهایت عذر می‌خواهم...

ولی باور کنید تا یادم می‌آید خرداد ماه سختی بوده برای من. یا  به لحاظ مالی یا فشار کاری یا روحی... خرداد گذشته هرسه با هم همراه بودند. پس از فروش خانه و خرید خانه‌ی جدید، از یک طرف به دنبال کابینت‌ساز و پرده و لوستر و خرده‌کاری‌ها و تمیز کردن خانه بودیم، از طرف دیگر به فکر جور کردن وام و چندین سری قرض و قوله. شیره‌مان کشیده شد و آن‌قدر فکر توی سرمان بود که من یکی سه بار در یک ماه میزبان خاله پری شدم! 

حالا آرامش نسبی برقرار است، ولی دخترک تا روز چهارم اقامت در این خانه روزی یک‌بارمی‌گفت برویم خانه‌مان! ساعت یازده شب هم می‌گوید برویم دردر! درست مثل مواقعی که در جایی مهمان باشیم و دلش بخواهد برگردیم خانه‌ی خودمان. و مشکل بزرگ‌تری که به آن دچار شده‌ام دفعش است. حدود دو ماه و نیم بود که آنی پمپرزش را فقط و فقط خیس می‌کرد و روزی دو یا سه بار پی‌پی را حتمن اعلام می‌کرد. من هم می‌بردمش دست‌شویی و کارش را راحت انجام می‌داد. دوست نداشت روی لگن بنشیند، و همان مدل ایرانی قدیمی (دو پا نشسته) را ترجیح می‌داد. مشکلی هم نداشتیم. تا این که یکی دو بار در خانه‌ی جدید- وقتی که هنوز مستقر نشده بودیم و مشغول سر و سامان دادن کارها بودیم- خودش را بی‌خبر کثیف کرد و بعد که کارش تمام شد اعلام کرد. ولی این چند روزی که ساکن خانه‌ی جدید شده‌ایم، یک بارش را اعلام می‌کند، با بی‌حوصلگی کارش را نصفه نیمه انجام می‌دهد و بار دوم و سوم خودش را کثیف می‌کند. ولی دی‌شب مشکل حادتر بود. معلوم شد ساعتی هست که خودش را کثیف کرده و حتی اعلام نکرده. بعد هم که مشکوک شده بودم و ازش پرسیدم پی‌پی کرده‌ای، جیغ زد و با عصبانیت گفت نه! که معلوم شد درست نبوده. دو سه بار هم موقعی که حدس زده‌ام در حال پی‌پی کردن است، ازش پرسیده‌ام پی‌پی داری؟ با جیغ گفته نه... و بعد معلوم شده حدسم درست بوده.

مانده‌ام چه‌جوری این استرس را در دخترک از بین ببرم.

خوابش هم حسابی به هم ریخته...به خاطر دور بودن از خانه و اسباب کشی می‌فرستادمش خانه‌ی مادرم و شب‌ها دیر می‌شد تا برویم دنبالش. ساعت خوابش از ساعت یازده- یازده و نیم شب رسیده بود به سه و نیم که با تلاش فراوان دی‌شب رساندمش به یک و نیم!

این هم ماجراهای ما... آن‌قدر کار مانده که اگر دیر بیایم عذرم موجه باشد.

پ. ن.: من اصلن اصراری به گرفتن پوشک ندارم. دخترک یک سال و ده ماهه است. هنوز نمی‌داند احساس جیش کردن چه جوری است. هنوز صبح‌ها که بیدار می‌شود پوشکش دو سه کیلویی وزن دارد! ولی حدود سه ماه پیش ، اوایل تا خودش را کثیف می‌کرد می‌گفت: پی‌پی تَدی! بیویمت! بعد از مدتی در شروع کار اعلام می‌کرد. و از دو ماه و نیم پیش کاملن درست و واضح اعلام می‌کرد که واقعن من هم راحت‌تر بودم. می‌دانم مساله‌ای که پیش آمده عادی است ولی دلم می‌خواهد کمکش کنم که از این استرس رها شود.

راه حلی، پیش‌نهادی، چیزی دارید؟

/ 12 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خانم خونه

خونه نو مبارک . به سختی هاش می ارزه عوضش خونه نو خیلی لذت داره . در مورد آنی هم زیاد بهش فکر نکن. موقتیه و حل میشه . یه کم بزار زمان بگذره خودش دوباره میگه .

نندی

وووووووااااااااااااااااااااییییییییییییییییییییییییی![وحشتناک] خاطرات من رو زنده کردی!! طاها هم بعد اسباب کشی مون خیلی بهم ریخت من هم بردمش خونه ی مادرشوهرم ساعت خوابش غذا خوردنش و اخلاقش وحشتناک شد.تنها فرقی که بود این بود که خانه ی جدیدمون رو دوست داشت .البته هنوز فکر می کند اون خونه قبلی مال ماست و اگه از دور و بر اونجا رد بشیم می پرسه میریم خونه قدیمیمون؟! فقط و فقط تحمل کن! با سختی و مشقت می تونی دستاورد های گذشته ت رو بازیابی کنی اما خیلی باید آروم باشی و صبر داشته باشی!اگر می خوای شبا زودتر بخوابه ( اگر کارای خونه گذاشت) عصرها ببر بیرون و بازی کن باهاش... در مورد پوشک هم هنوز کوچیکه خودت رو ناراحت نکن .گلاب بروتون طاها هم خیلی به پیپی اش حساس بود! اما حل شد. در ضمن خسته نباشی! این خستگی اسباب کشی و جمع و باز کردن اسبابا یک طرف خستگی بدخلقی و تغییرات بچه ها هم از یک طرف دیگه حال آدم را می گیره!!!

سارا

خونه تازه مبارک. من متاسفانه چیزی نمی دونم در این مورد فقط امیدوارم هر چه زودتر دخترکت عادت کنه به شرایط جدید و مشکل حل بشه[لبخند]

نیلوفر

ایشالله زودتر مرتب میشه وضعیتت عزیزم شاد باشی[چشمک]

شیرین

نه خسته عزیزم فقط باید صبور باشی تا این مدت بگذره و خانوم کوچولوتون به محیط جدید عادت کنه. خونه جدید هم مبارک

ممول

خسته نباشی عزیزم . من که چیزی نمی دونم ولی شاید دکتر بتونه کمکی کنه .اگر می تونین یه سفر برین یکی دو روزی یه کم خستگی از تنتون بره بیرون [ماچ]

زندان آسمان

خونه نو مبارک.امیدوارم همه چی به خوبی پیش بره[گل]

نجوا

استرس جابجایی و عوض شدن محیطه.هنوز به سرویس بهداشتی جدیدتون عادت نکرده.براش توضیح بده که خونه تون دیگگه اینه و اصلا دعواش نکن اگر خودشو کثیف کرد

نیکادل

منم تا چند وقت دیگه اسباب کشی! دارم.الانم دنبال کابینت و این چیزام تقریبا.پرده از کجا گرفتین؟[گل]